

پس از بازدید مقام معظم رهبری از صنعت خودروسازی كشور در روزهای ابتدایی سال و رهنمود ایشان برای تغییر نام مینیاتور، گروه خودروسازی سایپا با اعلام فراخوانی برای انتخاب نام جدید این خودرو دعوت به عمل آورد.
در این راستا بیش از 90 هزار نام پیشنهادی به شركت سایپا ارائه شد
كه پس از بررسی در مرحله اول 26 هزار نام غیر تكراری انتخاب و توسط كمیته
تغییر نام مینیاتور مورد پایش قرار گرفت.
در این راستا اسامی پیشنهادی توسط كارشناسان زبان شناسی، روانشناسی
و جامعه شناسی مورد ارزیابی دقیق قرار گفت. در مرحله دوم 15 نام و در
مرحله سوم 6 نام انتخاب شد.
پس از آن بحث و بررسی برای انتخاب نام جدید مینیاتور از بین شش نام
انجام شد كه از بین این اسامی انتخاب نام «تیبا» از احتمال بیشتری برخوردار
بود.
نام جدید مینیاتورتوسط رئیس جمهور به صورت یك برچسب بر روی این
خودرو نصب شد.
خودروی كاملا ایرانی سایپا 23 آذر 87 در زمان مدیر عاملی بذرپاش در
سایپا با حضور رئیس جمهور، وزیر صنایع و نمایندگان مجلس و جمعی از صنعتگران
رونمایی شد.
طراحی و تولید تیبا توسط كارشناسان داخلی انجام شده و
قرار بود پیش فروش این خودرو كه قیمت آن كمتر از 10 میلیون تومان برآورد
میشود همزمان با دهه فجر آغاز شود.
مهرداد بذرپاش، مدیرعامل سابق
سایپا كه بخشی از اجرای پروژه ، زمان مسوولیت وی انجام شده بود روز رونمایی
مینیاتور سابق و تیبای جدید گفت: راندمان موتور این خودرو حدود 17 اسب
بخار بیشتر از پراید است، حجم موتورش از پراید بیشتر است، ظاهر "تیبا " از
پراید زیباتر است و از مواد اولیه بهتری در ساخت قطعات داخلی اعم از صندلی و
داشبورد استفاده شده است.
به گفته وی تجهیزات ایمنی "تیبا " بیشتر از
پراید است و دارای ترمز ABS است و برای تولید این خودروی ارزان قیمت كه در
كلاس B قرار دارد 1200 میلیارد ریال سرمایه گذاری شده است.
وی اعلام
كرد: "تیبا " به تدریج جایگزین پراید خواهد شد و طی دو تا سه سال آینده یك
خودروی جدید بر روی پلت فرم مینیاتور تولید خواهد شد.

الهام حمیدی/ آتشنشان/عملیات خانم ۱۲۵ الهام حمیدی بازیگری است که ما به زور از او خواستیم تا آتشنشان شود، خودش دوست داشت قالیباف باشد: «لباسهای خوشگل بپوشم، مثل لباس سنتی!» به او سنگ دلانه گفتیم نمیشود! با ناراحتی قبول کرد.
»» ادامه مطلب را بخوانید ««

حکایتی از عبید زاکانی
خواب دیدم قیامت شده است.
هرقومی را داخل چالهای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چالهی ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگماردهاند؟»
گفت:....
«میدانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی پایش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!
